ملا محمد مومن كرمانى
283
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
حضور وافى الحبور عالى ، در محفل خاص ، سمت قرب و اختصاص يافته ، مذاق جان را از شهد التفات و اطعمهء لذيذ خوان احسان شيرين و ملتذّ نمودند ، و بعد از آنكه گزارش تعارفات رسميه و مراسم تهنيت و ديدوبازديد [ تمام شد ] ، چند روز به گلگشت بهار و تماشاى باغ و گلزار ، و ضيافت احباب ، زنگ كلفت و غم از مرآت خاطر ابتهاج توأم زدوده ، به طريق معمول و استمرار - مشغول امور مملكت و تعيين تحصيلدار و انتظام معاملات ديوانى و نظم و نسق خالصجات و ضبط محصولات گرديده ، به ضابطهء تمام به امور مقرره قيام مىفرمودند . پردل خان بلوچ در اوائل موسم تابستان ، دو نفر جمّازه سوار از محال ريگان و نرماشير - كه از جمله محال متعلقه به ولايت اربعه مىباشد - از نزد عاليشان ميرزا محمد حسين مينباشى بمى - كه ضابط و تحصيلدار ولايت اربعه مىبود - وارد ، و عريضه [ اى ] از عاليشان مومى اليه آورده مشعر بر اينكه امير شاه سليم و امير خسرو شاه [ b 24 ] و پردل خان بلوچ با يكديگر اتفاق نموده ، فوجى عظيم از طايفه بلوچ فراهم آورده بناى طغيان و مفسده دارند - و عزيمت سمت رودبار و اين حدود نمودهاند - به نظر رسانيده . بعد از اطلاع بندگان خان بر مضمون عريضه و اشعار اخبار مزبوره ، شهد عيش و طرب در مذاق بندگان خان عظيم الشان طعم حنظل و ترياق به هم رسانيده ، خاطر بهجت اثر مكدر گرديده ، در ساعت كس به احضار عاليشان كلانتر و مينباشيان و سركردگان كل و جزو و عموم اكابر و اعاظم و معتبرين دار الامان مزبور فرستاده ، مضمون عريضهء عاليشان ميرزا محمد حسين را به همگى اخبار نموده ، وحشتى اعظم و دهشتى مصيبت توأم در خلايق به هم رسيده ، بناى اجلاس و مشورت در خصوص تنبيه و تأديب آن طايفه شقاوت نصيب گذاشته ، چند روز مشورت مىفرمودند . تا